من یک فلش مموری پر از ویروس هستم

که بلایی سر رایانه ی شخصیت میارم که

نود 32 اگه نود 32000000000000 هم بشه

نتونه کاری کنه

 

من یک عروسک پلاستیکی هستم

که از دست بچه ی دو سالت گم میشم

اونوخت بچه ی دو سالت میمونه با گریه ی جیغ و غروب جمعه با مغازهای بسته

 

من همون دختر بچه ی کولی هستم که از دماغم ...... به زیر چونه ام کشیده میشه

اونوخت به ماشینت مثله باب اسفنجی می چسبم

هی هم دماغمو با آستینم پاک می کنم

و با همون آستین شیشه ماشینتو پاک می کنم

 

من همون پسر بچه ای هستم که تو آشغالا دنبال یک تیکه پلاستیک هستم

وختی هم که تو رو ببینم

میام آویزون میشم از مانتوت که به من هم از بستنی قیفی که داری میخوری بدی !

 

من همون صفحه از آلبومت هستم

که پر شده از بدترین عکسات

با بدترین لباسات .با بد شکلترین حالتها از قیافت

 

من همون سگی هستم

که سر صبحی  با کمال متانت

تویه یک خیابون خلوت بدون هیچ آدمی

بدنبالت می آم

 

اوه مای گاد .............. شت

چقد من بدم !